تبليغاتX
ازدواج موقت

ازدواج موقت

این وبلاگ به ازدواج موقت ربط دارد و می خواد کمک کند به افرادی که این نیاز را دار

 

 

 

لطفا در این قسمت   خانم  ها  عزیزی  که خواستار ازدواج موقت هستن موارد زیر را برایه من در بخش نظرات بنویسن تا بهشون موارد مناسب را معرفی کنم

چن درخواست اقایان به اندازه کافی بدستم رسیده

اسم :  ضروری

ایمل : ضروری

تلفن :ضروری

محل سکونت : اختیاری

اسم شهر محل سکونت : اختیاری

میزان مهریه و ماهانه ایی که می خوان : اختیاری

مشخصات کیس مورد نظر  شما مثل سن و ................. : اختیاری

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 11:52  توسط اردلان  | 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

الناز شاکردوست در اختتامیه فیلم فجر

طفا در این قسمت   خانم  ها  و اقایان عزیزی  که خواستار ازدواج موقت هستن موارد زیر را برایه من در بخش نظرات بنویسن تا بهشون موارد مناسب را معرفی کنم

اسم :  ضروری

ایمل : ضروری

تلفن :ضروری

محل سکونت : اختیاری

اسم شهر محل سکونت : اختیاری

میزان مهریه و ماهانه ایی که می خوان : اختیاری

مشخصات کیس مورد نظر  شما مثل سن و ................. : اختیاری

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 14:23  توسط اردلان  | 

ازدواج موقت از نظر معصومين

 

 

 

مسئله ازدواج موقت يكي از مهمترين مسائل و يكي از بهترين سنتهاي رسول اكرم(ص) است.اجراي اين امر در اجتماع باعث جلوگيري و ريشه كن شدن بسياري از مفاسد بزرگ مي شود.

 

بسياري از كساني كه به فحشاء و آلودگي ها و ناپاكي هاي بسيار كثيف و زشت آن مي افتند از يك طرف تحت فشار زياد غريزه جنسي مي باشند( كه يكي از سركش ترين غرائز انسان است و سركوب آن نيز غيرممكن است) و از طرف ديگر به علت مشكلات زيادي كه در سر راه ازدواج دائم وجود دارد قادر به ازدواج دائم نيستند، و درصد زيادي از اين طيف، جواناني هستند كه مشغول تحصيل مي باشند.

 

راهي كه اكثريت به طرف آن مي روند، روابط نامشروع با همجنس يا جنس مخالف مي باشد كه اين روابط باعث فساد اجتماع و شيوع امراض مختلف مقاربتي و توليد هزاران فرزند نامشروع و هزاران مفاسد ديگر مي شود و همچنين باعث از بين رفتن فضائل اخلاقي و معنوي مي گردد و خلاصه، نظام اجتماع را به سراشيبي سقوط و تباهي سوق مي دهد.

 

پس بايد راهي بيابيم كه از يك طرف فاقد مشكلات ازدواج دائم بوده و از طرف ديگر آلوده شدن به اين مفاسد را به دنبال نداشته باشد.

 

اسلام كه بهترين و بالاترين و ارزنده ترين دين است ازدواج موقت را به عنوان بهترين راه به انسانها نشان داده است ،كه هم براي مردان و هم براي زنان مفيد است و در ضمن حافظ پاكي و سلامتي دنيوي و اخروي آنها مي باشد.

 

زماني كه پيامبر(ص) براي حج عمره وارد مكّه شدند، زنان مكّه خود را زينت داده بودند.اصحاب پيامبر كه معمولاً بدون همسر آمده بودند نزد پيامبر اكرم(ص) آمده و از بي زني شكايت كردند.پيامبر اكرم(ص) فرمودند:

«آن زنان را به ازدواج موقّت خود در آوريد.»

 

و همچنين فرمودند:

 

وقتي مرا به معراج بردند، جبرئيل از طرف خداوند پيغامي آورد كه خداوند تبارك و تعالي مي فرمايد:

 

«همانا زناني از امت تو را كه به ازدواج موقت در آيند مي بخشم.»

 

شخصي به نام «عقبه» مي گويد: از امام صادق(ع) پرسيدم:

 

«آيا براي كسي كه ازدواج موقت بنمايد از طرف خداوند ثوابي در نظر گرفته شده است؟»

 

امام صادق(ع) فرمودند:

 

«اگر با اين عمل قصد قربت كند و صرفاً بخاطر مخالفت با كسي كه اين عمل را حرام كرده است ازدواج موقت نمايد، كلمه اي با آن زن صحبت نمي كند، مگر اينكه خداوند به عدد هر كلمه، حسنه اي براي او قرار مي دهد، و دستي به طرف زن دراز نمي نمايد، مگر اينكه خداوند براي او حسنه اي قرار مي دهد.وقتي به او نزديك شود، خداوند گناهي از او مي آمرزد و وقتي غسل مي كند، خداوند به عدد هر مويي از بدن او كه آب بر آن جريان پيدا كند از گناهان او مي بخشد.»

 

پرسيدم:«به عدد هر مو؟!»

 

حضرت فرمود:«آري! به عدد هر مو.»

 

و در همين باب فرمودند:

 

«هيچ كس ازدواج موقّت نمي كند مگر آنكه از هر قطره اي از آبِ غسلش كه از او فرو مي ريزد خداوند هفتاد ملك را خلق مي نمايد كه تا روز قيامت براي او طلب آمرزش مي نمايند و بر كسي كه از اين عمل دوري كند لعنت مي فرستند.»

 

و همچنين فرمودند:

 

«هر آينه دوست ندارم كه مرد مسلماني از دنيا برود و سنّتي از سنتّهاي رسول خدا(ص) مانده باشد كه او بجاي نياورده باشد.

 

همانا دوست دارم كه مؤمن از دنيا نرود مگر آنكه ازدواج موقت كرده باشد، ولو يك مرتبه.»

 

اسماعيل بن فضل هاشمي مي گويد:«آيا از موقعي كه به قصد مسافرت از خانواده ات دور شده اي ازدواج موقت كرده اي؟»

 

عرض كردم:«چون با همسرم زياد همبستر مي شدم، خداوند مرا از ازدواج موقت بي نياز گردانيده است.»

امام فرمودند:«اگر چه از اين عمل بي نياز هستي، وليكن دوست دارم بخاطر زنده كردن سنّت پيامبر(ص) آن را انجام دهي.»

 

امام رضا(ع) مي فرمايند:

«از اساس اسلام اين است كه دو متعه را حلال بداني.آن دو متعه اي كه خداوند دركتابش آيه اي در موردش نازل فرموده و پيامبر اكرم آن دو را سنّت قرار داده است.»(1- حج تمتع2-متعه و صيغه زنان).

 

روايت است كه:

«درجه‌ايمان هيچ مومني كامل نمي شود مگر آنكه متعه (يعني ازدواج موقت) انجام داده باشد.»

 

قانون متعه يا (صيغه) يكي از ارزنده ترين مسائل حقوقي اسلام است.اين قانون فوايد بي شماري از نظر اجتماعي دارد كه از همه مهمتر جلوگيري از اشاعه فساد و آلودگي و ناپاكي در جامعه است.اجراي اين قانون به خوبي مي تواند سدّ بزرگي در برابر مفاسد بي شمار جنسي ايجاد كرده و اجتماع را از آلوده شدن به انحرافات گوناگون مصون بدارد.

 

زيرا از يك سو غريزه جنسي از سركش ترين غرائز انسان است و از سوي ديگر ازدواج دائم با توجه به وجوب نفقه و هزينه هاي ديگر، داراي مشكلاتي است كه براي همه كس بخصوص براي نسل جوان در دوران تحصيل، دسترسي به آن سهل و آسان نيست و از طرف ديگري روابط بي قيد و شرط و خارج از مرز قانون، مستلزم آزادي فحشاء ، شيوع امراض مقاربتي، تولّد فرزندان نامشروع و دهها مفاسد ديگر است كه فضيلت، اخلاق، سلامتي و نظام جامعه را به سقوط تهديد مي كند.از اين نظر در اجتماع بايد راهي را پيش گرفته كه از يك طرف مشكلات ازدواج دائم را دارا نباشد و از طرف ديگر بتواند با حفظ سلامتي و پاكي، نياز جنسي را اشباع كرده و جلوي طغيان اين غريزه را بگيرد.

 

اين چنين راهي جز قانون متعه يا ازدواج موقت، چيز ديگري نخواهد بود.در متعه روابط زن و مرد در مرز قانون و با عقد انجام مي گيرد،اگرفرزندي متولّد شود، رابطه نسبي و خانوادگي او محفوظ است و همانند فرزندان همسر دائم، از پدر و مادر ارث مي برد و از همه امتيازات يك فرزند بهره مند است و از سوي ديگر نفقه و هزينه زندگي بر عهده مرد نيست و چون از ابتدا مدّت همسري محدود و مشخص است لذا براي جدايي از يكديگر (در صورت تمايل) مشكلات طلاق وجود نخواهد داشت.

 

اسلام به منظور حفظ پاكي و سلامت زن و همچنين براي حفظ نسبت و رشته خانوادگي فرزند، عدّه را در متعه (همانند ازدواج دائم) مقرّر داشت تا با رعايت آن، هم نسبت كودكان به پدر محفوظ باشد و هم اين عمل داراي مفاسد عمل فحشاء نبوده و از آلوده شدن زن به امراض مختلف و گوناگون كه زنان هر جايي به آن دچارند جلوگيري نمايد.

 

براي روشن شدن اين بحث و بيان فوايد متعه به قسمتي از آثار اجتماعي آن به طور فهرست وار اشاره مي كنيم:

 

1.جلوگيري از آلودگي معنوي و رواني زنان و مردان.

 

2.مصونيّت يافتن از ابتلاي به گناه و همچنين امراض گوناگون و خطرناك كه ناشي از آلودگي هاي روابط نامشروع جنسي و فحشاء مي باشد.

 

3.جلوگيري از سقوط حيثيت و اعتبار اجتماعي خانواده ها.

 

4.پيشگيري از بوجود آمدن فرزندان نامشروع و ايجاد عقده حقارت «زنا زادگي» در ميليونها بي گناه.

 

5.جلوگيري از لواط، زنا، هم جنس بازي و دهها مفاسد ناشي از آن.

 

آثاري كه ما براي متعه يا همان (صيغه) از نظر اجتماعي نقل كرديم تنها قسمتي از فوايد بيشمار اين قانون است

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 5:44  توسط اردلان  | 

آنان که بی محبا بر طبل مخالفت با ازدواج موقت می نوازند آیا هرگز تصاویری همچون آنچه در زیر آمده است را دیده اند. در جهت روشن شدن ذهن ملت فهیم و اتمام حجت با مخالفان ازدواج موقت برگی دیگر آنچه بر جوان ایرانی میگذرد را افشا میکنیم.

جوانان ایرانی در پارک - فشار بی مکانی


یه بوس کوچولو


می آیی با هم ازدواج موقت کنیم!



وقتی پسر ماهر باشد و دختر پایه یا زمانی برای مستی جوانان


ترکونده! - زیر یه خم بگیر آهان حالا خاکش کن آفرین بر تو جوان غیور

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 3:35  توسط اردلان  | 

   

 

    با نام خداوند جان و خرد

دختران باكره و ازدواج موقت


ممکن است در باب ازدواج موقت این پرسش مطرح شود که آیا منظور زنانی هستند که حداقل یک بار تجربه ی شوهر داری داشته اند و اکنون از داشتن شوهر محرومند، یا دختران باکره نیز شامل این مجموعه می شوند؟ جواب این است که ملاک قرار گرفتن در این مجموعه از نظر ما بکارت یا غیر آن نیست. تنها ملاک مورد نظر در این جا، توجه به اصل نیاز است. هرکس از هر جنس(مونث یا مذکر) از هر سنّی، در صورت احساس نیاز به آسانی در حلقه ی بحث ما جای می گیرد.

احساس غریزه ی جنسی و عاطفی یک احساس درونی است که از اعماق وجود انسان می جوشد و دست خلقت جواب این نیاز را در بیرون به نحوی بسیار لذت بخش فراهم کرده است.به کسانی که معتقدند جوانان درصورت عدم دسترسی به ازدواج دائم، موظفند با تمام توان به جنگ و ستیز با هوای نفس برخیزند، یادآور می شویم که نیاز به جنس مخالف ولزوم ارضای غریزه ی جنسی یک نوع گرسنگی حاد است که جز با تغذیه ی مناسب امکان پاسخ گویی صحیح به آن وجود ندارد. از مدعیان جنگ و ستیز و مبارزه که چنین نسخه ی دشوار و نفس گیری را می پیچند، می پرسیم که بیمارانشان تا چه مدت باید علم مبارزه را بر دوش بکشند؟ در شرع مقدس اسلام به دلایلی قابل فهم برای مبارزه با نفس، دستور روزه در یک ما ه از سال داده شده است که در این ماه، در زمان معین ومشخص از خوردن امساک می کنیم.

اگر خداوند دستور می داد در ماه رمضان بدون خوردن سحری و افطاری روزه بگیریم و در سایر ایام سال هم غذا نخوریم که نتیجه ی این امساک بدیهی است چیزی جزمرگ نیست، آیا باز هم مردم به این شریعت تن می دادند؟ در باب روزه، شرع اسلام به طریقی بسیار منطقی ودر مدت زمانی قابل تحمل، برای امر خودسازی، دستور امساک صادر نموده است. اکنون تصور کنید دختری که تاکنون 35 بهار را سپری کرده و افزون بر 20 سال از دوره ی جوانی، طراوت و زیبایی او سپری شده و توفیق برازدواج نیافته است و ممکن است این وضع تا سال های متمادی برای او به طول بینجامد، آیا می پذیریم شریعت اسلام که احکام آن مبتنی بر عقل است، در این گونه موارد دستور امساک از غریزه جنسی وممنوعیت بهره برداری از جنس مخالف را برای همیشه تاریخ زندگی او صادر کرده باشد؟ امروزه در عصر ارتباطات، رسانه ها و به ویژه صدا و سیما، مطبوعات و ارگان های فرهنگی و آموزشی کشور می توانند درباره ی شئونات لازم اجتماعی و آموزه های بهداشتی، شرعی و قانونی ازدواج موقت، مطالب مورد نیاز را به شیوه ای واضح(و نه سربسته) در اختیار جوانان قرار دهند و در اقداماتی هماهنگ و همسو، اعتماد جوانان را به ابزارهای تبلیغی نظام فراهم کنند و فرمول های مقبولی را به جوانان ارائه کنند که طمأنینه وآرامش را به زندگی آنان حاکم کند و بعضی مخاطرات پیش روی را نیز بدون رودربایستی به آنان گوشزد نماید.در کشور ایران به علت غنای فرهنگی، احترام به والدین نصب العین فرزندان است. تقریباً همه ی دختران ضمن این که تمایلات خود را در ازدواج منظور می کنند، نظر والدین، به ویژه پدر خود را نیز در این امر حیاتی و سرنوشت ساز لحاظ می کنند.

تأثیر اذن پدر و تأمین مصالح و آتیه ی دختر نه تنها در تعارض و تقابل با یکدیگر قرار دارند، بلکه در شرع مقدس اسلام، اذن پدر دقیقاً در راستای تأمین مصالح و آتیه ی دختر پیش بینی شده است.

سخن ما با پدران این است که هرچند ازدواج دائم و تشکیل خانواده برای دختران لازم و اغلب درصدر آمال و آرزوی آنان است، ولی در غیاب یک خواستگار مناسب برای ازدودج دائم که این روزها معضل بسیاری از دختران است و باوجود محدودیت های دیگری که امروزه ازدواج های دائم را برای مدت های طولانی به تأخیر می اندازد، باید برای دختر این فرصت و این اجازه را فراهم کنیم که در نبود ازدواج دائم، با بهره گیری از قانون ازدواج موقت، فعلاً نیازهای جنسی خود را تأمین کند؛ زیرا ستیز طولانی با تمایلات شهوانی ممکن است برای سلامت جسمی و روانی دختر که دغدغه ی اصلی والدین است، ایجاد ضرر کند.

در صورتی که دختر از قراین و شواهد یا خبری که به صورت مستقیم یاغیر مستقیم در اختیار او قرار می گیرد، بداند از چنین اجازه ای بهره مند است و سپس به ازدواج موقت مبادرت کند، چون در آینده امید به یک ازدواج دائم و امید به تشکیل خانواده دارد، در این حال ممکن است خواهان آن باشد که مطابق شئونات یک دختردر جامعه ودر خانواده ی خویش ظاهر شود و حتی بکارت خود را نیز در ازدواج موقت حفظ کند و موضوع ازدواج موقت خود را با نزدیک ترین بستگان خود نیز درمیان نگذارد، پس در این حال هم امید به آینده ای روشن از وی سلب نشده است و هم از بحران های سختی که ممکن است منجر به آسیب های فراوان گردد جلوگیری کرده ایم.

پدران و مادران که دوران جوانی والتهابات سخت جنسی را طی کرده اند، باید بپذیرند که دختر یا پسر آنها که در آتش شهوت می سوزد، حق دارد از طریقی که شرع و عقل برای او معین کرده است، در خصوص پاسخ به نیازهای درونی خود به اقدامی مشروع مبادرت کند. سرکوب غرایز جنسی، نه تنها برای خانواده و جامعه و برای شخص، آرامش به ارمغان نمی آورد؛ بلکه پیرامون ما را در معرض نوعی ناامنی قرار می دهد که بعضاً صدمات غیرقابل جبران از عوارض آن است. بنابراین شایسته است والدین در این موضوع اندیشه کنند که اصولاً چه ضرورتی وجود دارد که فرزندشان پرده های حجب و حیای خود را کنار بزند و ارتباط مشروع وموقت جنسی خود را که مهم ترین راز ناگفتنی اوست، با والدین یا هریک از اعضای خانواده ی خویش بازگو کند.

برخی بر این عقیده اند که هرگونه ارتباط جنسی یک دختر قبل از ازدواج دائم می تواند موجب تباهی زندگی آینده ی او باشد. این قبیل باورها، ازجمله تعصباتی است که بسیاری درجامعه ی ما به دیده ی احترام و تقدیس به آن می نگرند و آن را جزء لاینفک زندگی می شمارند. اگر پسری انتظار داشته باشد دختری را که به خواستگاری او می رود قبلاً هیچ گونه ارتباطی به شکل مشروع با پسری برقرار نکرده باشد آیا متقابلاً به دختر نیز این حق را می دهد که توقّع داشته باشد شوهر آینده ی او قبل ازآشنایی با وی، هیچ جنس مخالفی را در قالب ارتباط مشروع تجربه نکرده باشد؟به همان میزان که توقع دوم در راستای عرف و منطق نمی گنجد، توقّع اول نیز توقع بیجایی است.

مگر ما به انسانی که ممکن است در آینده با او آشنا بشویم از هم اکنون تعهدی داریم؟بدیهی است دختران بیش از همه برای آینده ی خود نگرانند. امروزه بسیاری از آنان به تحصیلات عالی دست می یابند و به واقعیات اطراف خویش به نحوملموس تری می نگرند و از بطن اخبار و رسانه ها و جراید و با دقت در حوادث گوناگونی که در جهان می گذرد، می توانند به تحلیل های منطقی و قابل قبولی از زندگی دست یابند.

آنان اغلب، آرزوهای خود را در دست یافتن به جوان نجیبی می بینند که با او در پرتو یک عشق حقیقی، نهال یک خانواده ی موفق را غرس کنند وچنین دخترانی به ازدواج موقت به عنوان پیش درآمدی به یک زندگی دائم، برای شناخت بیش تر می نگرند و یا حداکثر در غیاب ازدواج دائم ودر شرایط غیر قابل تحمل، ازدواج موقت را به عنوان مسکّنی قلمداد می کنند که در صورت استفاده نکردن، انسجام زندگی آنان در معرض زیان قرار می گیرد.

درخصوص اذن پدر، که در اين نشريه درباره آن توضيحاتي داده شده ، لازم است متذکر شویم که از مراجع تقلید شیعه به ندرت مرجعی یافت می شود که اذن پدر یا جد پدری را به وسیله ی فتوا، قطعی و لازم قلمداد نموده باشد؛ بعضی بنابراحتیاط واجب اذن پدر را لازم می دانند و بعضی مانند آیه الله بروجردی(از مراجع گذشته) و آيه الله شاهرودي، ... از مراجع فعلی) اصلاً اذن پدر را شرط نمی دانند.احتیاط واجب بدین معناست که یا برای صحت ازدواج، اذن پدر یا جد پدری را کسب کنیم و یا برای یافتن یک فتوای قطعی که اذن پدر را لازم نداند به مرجع دیگری مراجعه کنیم که از نظر علمی، رتبه ی بعدی را حائز باشد و به فتوای او در این خصوص عمل نماییم.

البته در صورت عدم امکان دسترسی به پدر یا جدّ پدری برای ازدواج و وجود الزاماتی اجتناب ناپذیر، در این حال بنا به نظر مراجع تقلید، همین احتیاط واجب نیز از درجه ی اعتبار ساقط است و دختر می تواند برای ازدواج خویش اقدام نماید، لیکن در شرایط عادی که دختر احساس می کند برای او خواستگار مناسبی پیدا شده و پدر یا جدّ پدری بدون جهت با این ازدواج مخالفت می کند، مطابق ماده ی 1043 قانون مدنی(اصلاحی 8/10/61):«...دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او شوهر کند و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده است. به دادگاه مدنی خاص مراجعه و توسط دادگاه مزبور مراتب به پدر یا جدّ پدری اطّلاع داده می شود و بعد از 15 روز از تاریخ اطلاع و عدم پاسخ موجه از طرف ولی، دادگاه مزبور می تواند اجازه ی نکاح را صادر نماید.»یک قاضی با سابقه به نام آقای اسماعیل هادی در کتاب دورنمای حقوقی ازدواج موقت، در انتقاد به ماده ی فوق چنین آورده است:

چنانکه اشاره شد، در صورت امتناع پدر از دادن اجازه، مراجعه به دادگاه را لازم دانسته که این علاوه بر مخالفت با رأی فقهای شیعه، در عمل نه فقط تسهیلی برای دختر محروم ازحق خویش نیست، بلکه مانع عمده ای در این راه است که باز بدون در نظر گرفتن واقعیت های حاکم بر جامعه مطرح شده است.

می دانیم که در جامعه ی ما دختران از حجب و حیای خاصی برخوردارندو هرچند از طرف پدر به آنان احجاف شود، نمی توانند به خود بقبولانند که علیه پدر دادخواست الزام به دادگاه بدهند. ثانیاً، جامعه به این گونه دختران به دیده ی تحقیر می نگرد، خاصه آن که اغلب این گونه بوالفضولی های پدر، در جوامع بسته تر و در محیط های روستایی و خانواده های کم فرهنگ رخ می دهد و در این گونه خانواده ها ارشاد دختر به دادگاه جهت اقامه ی دعوی، از جمله محالات است.

من گمان نمی کنم در همه ی کشور ایران با استناد به ماده ی اصلاحی پرونده ای تشکیل شده باشد و اگر هم باشد، از تعداد انگشتان تجاوز نخواهد کرد؛ حال آن که همه روزه شاهد اعمال بهانه هایی بی دلیل و زورگویی از جانب برخی پدران هستیم. از این رو ماده ی اصلاحی، در واقع فقط مرکبی برروی کاغذ است و بس.امروزه این ضرورت احساس می شود که دیدگاه قانونگذار در تفاهم و تعامل باحوزه های علمیه، با اعمال نقش زمان و مکان در امر اجتهاد، موضوع اذن پدر در ازدواج و یا حداقل در ازدواج موقت مورد بحث و ارزیابی مجدد قرار گیرد.فرض کنید دختری35 ساله دارای مدرک دکتراست و در انتخابات به عنوان وکیل مردم به مجلس شورای اسلامی راه یافته و اکنون قادر به تصمیم گیری برای مهم ترین شئون یک مملکت است، ولی برای ازدواج موقت یا دائم نیاز به اذن پدر دارد و ممکن است پدر این دختر که بی سواد است در اعتراض به نحوه ی ازدواج یا انتخاب وی، نظر دخترش را رد کند.

چنانچه این تصور را در ذهن خود برای مدتی مرور کنید ممکن است به این نتیجه برسید که لازم باشد قانونگذار با درنظرگرفتن شرایطی از قبیل میزان سن یا تحصیلات برای تأثیر اذن پی را بر سنّ دختر منظور کند.با وجود گوناگونی در فتواهای مراجع تقلید، در صورت موافقت ولی فقیه که فتوای ایشان تأثیر حکومتی دارد، ممکن است به مصلحت باشد به جهت اعتلای جایگاه فکری دختران و رشد و توانایی های آنان در دفاع از حقوق خویش،تأثیر قانونی اذن پدر برای ازدواج دختر را در قانون مدنی، حداکثر به 25 تا 30 سالگی محدود نماییم و یا بعد از آن، تأثیر اذن پدر را به گونه ای محسوس از نظر قانونی کاهش دهیم؛ زیرا در چنیدختران باكره و ازدواج موقت


ممکن است در باب ازدواج موقت این پرسش مطرح شود که آیا منظور زنانی هستند که حداقل یک بار تجربه ی شوهر داری داشته اند و اکنون از داشتن شوهر محرومند، یا دختران باکره نیز شامل این مجموعه می شوند؟ جواب این است که ملاک قرار گرفتن در این مجموعه از نظر ما بکارت یا غیر آن نیست. تنها ملاک مورد نظر در این جا، توجه به اصل نیاز است. هرکس از هر جنس(مونث یا مذکر) از هر سنّی، در صورت احساس نیاز به آسانی در حلقه ی بحث ما جای می گیرد.

احساس غریزه ی جنسی و عاطفی یک احساس درونی است که از اعماق وجود انسان می جوشد و دست خلقت جواب این نیاز را در بیرون به نحوی بسیار لذت بخش فراهم کرده است.به کسانی که معتقدند جوانان درصورت عدم دسترسی به ازدواج دائم، موظفند با تمام توان به جنگ و ستیز با هوای نفس برخیزند، یادآور می شویم که نیاز به جنس مخالف ولزوم ارضای غریزه ی جنسی یک نوع گرسنگی حاد است که جز با تغذیه ی مناسب امکان پاسخ گویی صحیح به آن وجود ندارد. از مدعیان جنگ و ستیز و مبارزه که چنین نسخه ی دشوار و نفس گیری را می پیچند، می پرسیم که بیمارانشان تا چه مدت باید علم مبارزه را بر دوش بکشند؟ در شرع مقدس اسلام به دلایلی قابل فهم برای مبارزه با نفس، دستور روزه در یک ما ه از سال داده شده است که در این ماه، در زمان معین ومشخص از خوردن امساک می کنیم.

اگر خداوند دستور می داد در ماه رمضان بدون خوردن سحری و افطاری روزه بگیریم و در سایر ایام سال هم غذا نخوریم که نتیجه ی این امساک بدیهی است چیزی جزمرگ نیست، آیا باز هم مردم به این شریعت تن می دادند؟ در باب روزه، شرع اسلام به طریقی بسیار منطقی ودر مدت زمانی قابل تحمل، برای امر خودسازی، دستور امساک صادر نموده است. اکنون تصور کنید دختری که تاکنون 35 بهار را سپری کرده و افزون بر 20 سال از دوره ی جوانی، طراوت و زیبایی او سپری شده و توفیق برازدواج نیافته است و ممکن است این وضع تا سال های متمادی برای او به طول بینجامد، آیا می پذیریم شریعت اسلام که احکام آن مبتنی بر عقل است، در این گونه موارد دستور امساک از غریزه جنسی وممنوعیت بهره برداری از جنس مخالف را برای همیشه تاریخ زندگی او صادر کرده باشد؟ امروزه در عصر ارتباطات، رسانه ها و به ویژه صدا و سیما، مطبوعات و ارگان های فرهنگی و آموزشی کشور می توانند درباره ی شئونات لازم اجتماعی و آموزه های بهداشتی، شرعی و قانونی ازدواج موقت، مطالب مورد نیاز را به شیوه ای واضح(و نه سربسته) در اختیار جوانان قرار دهند و در اقداماتی هماهنگ و همسو، اعتماد جوانان را به ابزارهای تبلیغی نظام فراهم کنند و فرمول های مقبولی را به جوانان ارائه کنند که طمأنینه وآرامش را به زندگی آنان حاکم کند و بعضی مخاطرات پیش روی را نیز بدون رودربایستی به آنان گوشزد نماید.در کشور ایران به علت غنای فرهنگی، احترام به والدین نصب العین فرزندان است. تقریباً همه ی دختران ضمن این که تمایلات خود را در ازدواج منظور می کنند، نظر والدین، به ویژه پدر خود را نیز در این امر حیاتی و سرنوشت ساز لحاظ می کنند.

تأثیر اذن پدر و تأمین مصالح و آتیه ی دختر نه تنها در تعارض و تقابل با یکدیگر قرار دارند، بلکه در شرع مقدس اسلام، اذن پدر دقیقاً در راستای تأمین مصالح و آتیه ی دختر پیش بینی شده است.

سخن ما با پدران این است که هرچند ازدواج دائم و تشکیل خانواده برای دختران لازم و اغلب درصدر آمال و آرزوی آنان است، ولی در غیاب یک خواستگار مناسب برای ازدودج دائم که این روزها معضل بسیاری از دختران است و باوجود محدودیت های دیگری که امروزه ازدواج های دائم را برای مدت های طولانی به تأخیر می اندازد، باید برای دختر این فرصت و این اجازه را فراهم کنیم که در نبود ازدواج دائم، با بهره گیری از قانون ازدواج موقت، فعلاً نیازهای جنسی خود را تأمین کند؛ زیرا ستیز طولانی با تمایلات شهوانی ممکن است برای سلامت جسمی و روانی دختر که دغدغه ی اصلی والدین است، ایجاد ضرر کند.

در صورتی که دختر از قراین و شواهد یا خبری که به صورت مستقیم یاغیر مستقیم در اختیار او قرار می گیرد، بداند از چنین اجازه ای بهره مند است و سپس به ازدواج موقت مبادرت کند، چون در آینده امید به یک ازدواج دائم و امید به تشکیل خانواده دارد، در این حال ممکن است خواهان آن باشد که مطابق شئونات یک دختردر جامعه ودر خانواده ی خویش ظاهر شود و حتی بکارت خود را نیز در ازدواج موقت حفظ کند و موضوع ازدواج موقت خود را با نزدیک ترین بستگان خود نیز درمیان نگذارد، پس در این حال هم امید به آینده ای روشن از وی سلب نشده است و هم از بحران های سختی که ممکن است منجر به آسیب های فراوان گردد جلوگیری کرده ایم.

پدران و مادران که دوران جوانی والتهابات سخت جنسی را طی کرده اند، باید بپذیرند که دختر یا پسر آنها که در آتش شهوت می سوزد، حق دارد از طریقی که شرع و عقل برای او معین کرده است، در خصوص پاسخ به نیازهای درونی خود به اقدامی مشروع مبادرت کند. سرکوب غرایز جنسی، نه تنها برای خانواده و جامعه و برای شخص، آرامش به ارمغان نمی آورد؛ بلکه پیرامون ما را در معرض نوعی ناامنی قرار می دهد که بعضاً صدمات غیرقابل جبران از عوارض آن است. بنابراین شایسته است والدین در این موضوع اندیشه کنند که اصولاً چه ضرورتی وجود دارد که فرزندشان پرده های حجب و حیای خود را کنار بزند و ارتباط مشروع وموقت جنسی خود را که مهم ترین راز ناگفتنی اوست، با والدین یا هریک از اعضای خانواده ی خویش بازگو کند.

برخی بر این عقیده اند که هرگونه ارتباط جنسی یک دختر قبل از ازدواج دائم می تواند موجب تباهی زندگی آینده ی او باشد. این قبیل باورها، ازجمله تعصباتی است که بسیاری درجامعه ی ما به دیده ی احترام و تقدیس به آن می نگرند و آن را جزء لاینفک زندگی می شمارند. اگر پسری انتظار داشته باشد دختری را که به خواستگاری او می رود قبلاً هیچ گونه ارتباطی به شکل مشروع با پسری برقرار نکرده باشد آیا متقابلاً به دختر نیز این حق را می دهد که توقّع داشته باشد شوهر آینده ی او قبل ازآشنایی با وی، هیچ جنس مخالفی را در قالب ارتباط مشروع تجربه نکرده باشد؟به همان میزان که توقع دوم در راستای عرف و منطق نمی گنجد، توقّع اول نیز توقع بیجایی است.

مگر ما به انسانی که ممکن است در آینده با او آشنا بشویم از هم اکنون تعهدی داریم؟بدیهی است دختران بیش از همه برای آینده ی خود نگرانند. امروزه بسیاری از آنان به تحصیلات عالی دست می یابند و به واقعیات اطراف خویش به نحوملموس تری می نگرند و از بطن اخبار و رسانه ها و جراید و با دقت در حوادث گوناگونی که در جهان می گذرد، می توانند به تحلیل های منطقی و قابل قبولی از زندگی دست یابند.

آنان اغلب، آرزوهای خود را در دست یافتن به جوان نجیبی می بینند که با او در پرتو یک عشق حقیقی، نهال یک خانواده ی موفق را غرس کنند وچنین دخترانی به ازدواج موقت به عنوان پیش درآمدی به یک زندگی دائم، برای شناخت بیش تر می نگرند و یا حداکثر در غیاب ازدواج دائم ودر شرایط غیر قابل تحمل، ازدواج موقت را به عنوان مسکّنی قلمداد می کنند که در صورت استفاده نکردن، انسجام زندگی آنان در معرض زیان قرار می گیرد.

درخصوص اذن پدر، که در اين نشريه درباره آن توضيحاتي داده شده ، لازم است متذکر شویم که از مراجع تقلید شیعه به ندرت مرجعی یافت می شود که اذن پدر یا جد پدری را به وسیله ی فتوا، قطعی و لازم قلمداد نموده باشد؛ بعضی بنابراحتیاط واجب اذن پدر را لازم می دانند و بعضی مانند آیه الله بروجردی(از مراجع گذشته) و آيه الله شاهرودي، ... از مراجع فعلی) اصلاً اذن پدر را شرط نمی دانند.احتیاط واجب بدین معناست که یا برای صحت ازدواج، اذن پدر یا جد پدری را کسب کنیم و یا برای یافتن یک فتوای قطعی که اذن پدر را لازم نداند به مرجع دیگری مراجعه کنیم که از نظر علمی، رتبه ی بعدی را حائز باشد و به فتوای او در این خصوص عمل نماییم.

البته در صورت عدم امکان دسترسی به پدر یا جدّ پدری برای ازدواج و وجود الزاماتی اجتناب ناپذیر، در این حال بنا به نظر مراجع تقلید، همین احتیاط واجب نیز از درجه ی اعتبار ساقط است و دختر می تواند برای ازدواج خویش اقدام نماید، لیکن در شرایط عادی که دختر احساس می کند برای او خواستگار مناسبی پیدا شده و پدر یا جدّ پدری بدون جهت با این ازدواج مخالفت می کند، مطابق ماده ی 1043 قانون مدنی(اصلاحی 8/10/61):«...دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او شوهر کند و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده است. به دادگاه مدنی خاص مراجعه و توسط دادگاه مزبور مراتب به پدر یا جدّ پدری اطّلاع داده می شود و بعد از 15 روز از تاریخ اطلاع و عدم پاسخ موجه از طرف ولی، دادگاه مزبور می تواند اجازه ی نکاح را صادر نماید.»یک قاضی با سابقه به نام آقای اسماعیل هادی در کتاب دورنمای حقوقی ازدواج موقت، در انتقاد به ماده ی فوق چنین آورده است:

چنانکه اشاره شد، در صورت امتناع پدر از دادن اجازه، مراجعه به دادگاه را لازم دانسته که این علاوه بر مخالفت با رأی فقهای شیعه، در عمل نه فقط تسهیلی برای دختر محروم ازحق خویش نیست، بلکه مانع عمده ای در این راه است که باز بدون در نظر گرفتن واقعیت های حاکم بر جامعه مطرح شده است.

می دانیم که در جامعه ی ما دختران از حجب و حیای خاصی برخوردارندو هرچند از طرف پدر به آنان احجاف شود، نمی توانند به خود بقبولانند که علیه پدر دادخواست الزام به دادگاه بدهند. ثانیاً، جامعه به این گونه دختران به دیده ی تحقیر می نگرد، خاصه آن که اغلب این گونه بوالفضولی های پدر، در جوامع بسته تر و در محیط های روستایی و خانواده های کم فرهنگ رخ می دهد و در این گونه خانواده ها ارشاد دختر به دادگاه جهت اقامه ی دعوی، از جمله محالات است.

من گمان نمی کنم در همه ی کشور ایران با استناد به ماده ی اصلاحی پرونده ای تشکیل شده باشد و اگر هم باشد، از تعداد انگشتان تجاوز نخواهد کرد؛ حال آن که همه روزه شاهد اعمال بهانه هایی بی دلیل و زورگویی از جانب برخی پدران هستیم. از این رو ماده ی اصلاحی، در واقع فقط مرکبی برروی کاغذ است و بس.امروزه این ضرورت احساس می شود که دیدگاه قانونگذار در تفاهم و تعامل باحوزه های علمیه، با اعمال نقش زمان و مکان در امر اجتهاد، موضوع اذن پدر در ازدواج و یا حداقل در ازدواج موقت مورد بحث و ارزیابی مجدد قرار گیرد.فرض کنید دختری35 ساله دارای مدرک دکتراست و در انتخابات به عنوان وکیل مردم به مجلس شورای اسلامی راه یافته و اکنون قادر به تصمیم گیری برای مهم ترین شئون یک مملکت است، ولی برای ازدواج موقت یا دائم نیاز به اذن پدر دارد و ممکن است پدر این دختر که بی سواد است در اعتراض به نحوه ی ازدواج یا انتخاب وی، نظر دخترش را رد کند.

چنانچه این تصور را در ذهن خود برای مدتی مرور کنید ممکن است به این نتیجه برسید که لازم باشد قانونگذار با درنظرگرفتن شرایطی از قبیل میزان سن یا تحصیلات برای تأثیر اذن پدر سقفی را بر سنّ دختر منظور کند.با وجود گوناگونی در فتواهای مراجع تقلید، در صورت موافقت ولی فقیه که فتوای ایشان تأثیر حکومتی دارد، ممکن است به مصلحت باشد به جهت اعتلای جایگاه فکری دختران و رشد و توانایی های آنان در دفاع از حقوق خویش،تأثیر قانونی اذن پدر برای ازدواج دختر را در قانون مدنی، حداکثر به 25 تا 30 سالگی محدود نماییم و یا بعد از آن، تأثیر اذن پدر را به گونه ای محسوس از نظر قانونی کاهش دهیم؛ زیرا در چنین سنی غالباً دختران به درجه ای از بلوغ اجتماعی و علمی وگاه استقلال اقتصادی می رسند که می توانند با تأثیرپذیری کمتر از عوامل سوء درونی و پیرامونی، برای تأمین آتیه ی خویش به تصمیماتی صواب توفیق یابند
ن سنی غالباً دختران به درجه ای از بلوغ اجتماعی و علمی وگاه استقلال اقتصادی می رسند که می توانند با تأثیرپذیری کمتر از عوامل سوء درونی و پیرامونی، برای تأمین آتیه ی خویش به تصمیماتی صواب توفیق یابند

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 2:34  توسط اردلان  |